تبليغاتX
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ:.:ارمغان:.:ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ:.:ارمغان:.:ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ
اتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت عمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت

تقدیم به مهربانترین فرشته الهی ....

 

روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو

كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو

درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم

بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم

ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم

از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم

من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون

چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون

به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم

هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم

تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم

اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم

كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش

بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک

با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک

عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک

فقط مي خوان بهت بگن :.

.

.

.

 

ارمغانم تولدت مبارک

چه لطيف است حس آغازي دوباره،

و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس…

و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن!

و چه اندازه شيرين است امروز…

روز ميلاد…

روز تو!

روزي که تو آغاز شدي!

ارمغانم تولد مبارک

بهترين آهنگ زندگي من تپش قلب توست

و قشنگ ترين روزم روز شکفتنت.

 ارمغانم تولدت مبارک

هرسال وقتي۱۱ تیر می شد هزاران شهاب به سمت زمين هجوم مياوردن
از خودم مي پرسيدم
چه اتفاقي افتاده که آسمونيا ميخوان خودشونو به زمين برسونن؟….
و امسال فهميدم اونا به پيشواز حضور مسافري ميان که  زمينو
با گامهاي مهربونش نوازش کرد تا سفرشو از خودش به خدا شروع کنه ….

ارمغانم تولدت مبارک

داره بارون مياد  خوب که نگاه کردم.

.

.

.

هوا که ابري نبود…

.اون فرشته ها هستن که دارن گريه ميکنن……

آخه يکي ازشون کم شده

مهربون ترين..

مقدس ترین...

جاودان ترین...

زیبا ترین ...

 تولدت مبارک

براي روز تولد تو ۱۰ شاخه گل ميخرم۹ شاخه گل طبيعي يک شاخه گل مصنوعي

و روي شاخه گل مصنوعي مينويسم تا پر پر شدن اين گل دوستت دارم

ارمغانم تولدت مبارک

زمين اون گل رو به دست سرنوشت داد و سر نوشت اون گل رو تو قلب من کاشت

تا باغچه خالي قلبم جايگاه يک گل باشد!

 گل ياسمنم تولدت مبارک.

قشنگ ترين صداي زندگي تپش قلب توست
با شکوه ترين روز دنيا تولد توست پس براي
من بمان و بدان که عاشقانه دوستت دارم

نگاهت را قاب مي گيرم. در پس آن لبخند. که به من. شور و نشاط زندگي مي بخشد.

امروز روز توست...!

ارمغانم تولدت مبارک.

خواستم برايت هديه بگيرم

گل گفت: که مرا بفرست که مظهر زيباييم

برگ گفت: که مرا بفرست که مظهر ايستادگي ام

بيد گفت: که مرا بفرست که مظهر ادبم که هميشه سر به زير دارم

به فکر فرو رفتم و

سرم را به زير انداختم به ناگاه قلبم را ديدم

که بهترين چيز در زندگيم هست

به ناگه فرياد زدم

که قلبم را مي فرستم چون

او

خود زيباست، مظهرايستادگيست

سربه زيرو با نجابتست

عزیزم تولدت مبارک

بازم شادي و بوسه ، گلاي سرخ و ميخک

ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک

تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا

و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز

از اسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا

يه کيک خيلي خوش طعم ،با چند تا شمع روشن

يکي به نيت تو يکي از طرف من

الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم

به خاطر و جودت به افتخار بودن

تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتي

با يه گريه ي ساده به دنيا بله گفتي

ببين تو اسمونا پر از نور و پرندس

تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس

تا تو هستي و چشمات بهونه س واسه خوندن

همين شعر و ترانه تو دنياي ما زندس

واسه تولد تو بايد دنيا رو اورد

ستاره رو سرت ريخت تو رو تا اسمون برد

اينا يه يادگاري توي خاطره هاته

ولي به شوق امروز مي شه کلي قسم خورد

تولدت عزيزم پراز ستاره بارون

پر از باد کنک و شوق ،پر از اينه و شمعدون

الهي که هميشه واسه تبريک امروز

بيان يه عالم عاشق ،بياد هزار تا مهمون

 ارمغانم  تولدت مبارک

 ارمغانم  تولدت مبارک

ایشا لله ۱۲۰ ساله بشی!

 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 4:43 بعد از ظهر توسط ..:: AHS ::..

تقدیم به آبجی ارمغانم که میمیرم واسش

 

همیشه این گونه بوده است:

              


کسی که از دیدنش سیر نشده ای زود از دنیای تو میرود ، وقتی به خودت می آیی که حتی ردی از او در خیابان نیست فکر می کردی میتوانی با او به همه باغها سر بزنی ، هنوز روزهای زیادی باید با او به تماشای موجها می رفتی ، هنوز ساعتهای صمیمانه ای باید با او اشک می ریختی .

**********************************************************************

_____****__________**** _______
___***____***____***__ ***
____
__***________****_______***____
_***__________**_________***___
_***____   تولدت  مبارك  _____***___
_*** ______ ارمغان ________ ***___
__***_________جونم_______***____
___***_________________  ***_____
____***_______________ ***______
______***___________***________
________***_______***__________
__________***___***____________
____________*****______________
_____________***_______________

 

 
 
 
 
 

 

 

ارمغان جونم تولدت مبارک می دونم هنوز ۲ روز به روز تولدت مونده اما دلم تاب نیاورد. می خواستم اولین کسی باشم که بهت تبریک میگه. انشالله ۱۰۰۰ ساله بشی و همیشه خوب و خوش و موفق باشی. خواستم با ساختن این وبلاگ گوشه ای از الطافی که نسبت به من داشتی رو جبران کنم.  فدای تو بشم. 

                                                             داداشیت




لينك ثابت نوشته شده در شنبه هشتم تیر 1387ساعت 1:51 بعد از ظهر توسط ..:: AHS ::..

شب تیره روی سیاه من است              گناه جهانی گناه من است

    من ان هرزه پوی خراباتیم                  که خاک خدا خانقاه من است

شهاب فلک سیر گردونه گیر                  کمر بسته تیر اه من است

         گل لاله بر سینه داغ خاک                    چراغی به گمگشته راه من است

سکندر که ایینه سازی کند                    نظر کرده یک نگاه من است

مگوی زبان بستگان طریق                     به زیر زبان پگاه من است

       من ان غمشکار بیابانیم                    که صحرای دل جانپناه من است




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 0:31 قبل از ظهر توسط ..:: AHS ::..

 

پنهاني ما كجا گناه است

تا دزد نديده پادشاه است

آتش به كجا خرمن افتاد

ما را كه به سينه دود آه است

دست دل من چگونه گيرد

پايي كه طناب بند چاه است

مگذار به پاي گل بگريم

آري نمك آفت گياه است

بي روي تو چشم خون فشانم

سرگرم نگاه مهر و ماه است

زلف تو اگر ميان نبندد

با روي تو ماه رو سياه است

چشمي كه ستاره ميفشاند

پرورده دامن پگاه است

اي عقل چه خرده گير عشقي

خود تجربه اصل اشتباه است

جان را چه كند به كشور عشق

دلداده تو جهانپناه است

سلطان ستم كشانم امروز

غم دولت و غصه ام سپاه است

باور نكني اگر ز مردم

بر بيدليم خدا گواه است

برخال و خطش نميبرم ظن

دزد دلم اين ميان نگاه است

خونخوار دل است چشم مستش

غذرش همه بدتر از گناه است

در موسم سرد مهري دوست

گرم است اگر دلم به اه است

بالاي بلا چو مينمايد

احوال بلا كشان تباه است

در چشم ستاره بار صحرا

خورشيد چراغ صبحگاه است




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 0:22 قبل از ظهر توسط ..:: AHS ::..

                 

خستـــم از روزای ابــری         خیلی سنگینه نـگاهت 
دوست ندارم تو تابستون         بشینــم باز ســر راهت 
نمیـــخوام بـــازم خیـالت         قبـلـه آرزوهــــام شــــه
تـــو بمــون و عاشقـــای         روی پُـــر غـرور و ماهت
 

آره مــن اونم که گفتــم          واسـه چشم تـو دیوونم 
آره مـن قـول داده بــودم          تـا تهش بــاهات بمونـم
ولی پس دادی نگــــامو           زیــر رگبــــــار غـــرورت 
من فقط یکــم شکستم          خوب نگام کنی همونم

 

چـمــدون رویـــاهـــامـو           دیگه برداشتم و بستم 
دیگــه عین اون قدیمــا           چشــــاتو نمیپرستــــم 
رخ تــو عین یه بـــــازی           منــو مـات قصه هـا کرد 
حالا بی اسمـم و تنها            پُــرپــاییز و شکستــــم

 


اینــی که حــــالا میبـینـی       دیگه مجنون چشات نیست 
دیگه وقتی نیمه شب شه       نگـران لـحظه هــات نیست 
مـــن بــرام فــرقـی نــداره        کـــه تو بــاشی یـا نباشی 
خیلـی وقته دیگه نیستی        تو دلم جـــایی برات نیست
      

از تو هیچ چیزی نـمونــده         نـه نگـــاهی و نـه یــــادی
مـــن سپردمـت به دریــــا         عـیــن یـــه مـوج زیـــــادی 
تازه فهمیدم با این عشق         زندگیـــم چقـد تلـف شـد
تــو بـــه جــای التماســم         یـــه گُلـــم بهـــم نــدادی 

   من میرم واسه همیشه




لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 9:40 بعد از ظهر توسط ..:: AHS ::..

کجا بــودي وقتي برات شکستـم             يخ زده بود شـاخه گُلم تو دستـــم

کجــا بـودي وقتــي غريبــي و درد            داشت مـن تنها رو ديوونه ميـــکـرد

کجــا بودي وقتي کنـار عکســـات            شبا نشستم به هواي چشمـــات

کجا بــودي ببيني مــن ميســـوزم            عيــن چشــات سيـاهه رنـگ روزم

ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم            هــر چــي که باورت نميشه ديـدم

کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم            نبــود ستــاره ام شبـا گريه چيـدم

کجا بودي وقتي اشکــام ميريخت           خون جاي گريه از چشام ميـريخت

کجـــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد           امــا به خـاطر چشات قسم خـورد

کجـــا بودي وقتي که پرپر شـــدم           سوختم و از غمت خاکستر شدم

            خنده واسه هميشه از لبـام رفت

          رسيدن از مرمر رويــاهـــــام رفت




لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 9:27 بعد از ظهر توسط ..:: AHS ::..




لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 9:23 بعد از ظهر توسط ..:: AHS ::..




لينك ثابت نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 9:21 بعد از ظهر توسط ..:: AHS ::..

 افسانه ی من به پایان رسیده
احساس می کنم که این آخرین منزل است
دیگر نه بانگ فریادی
دیگر نه آوای رهایی
تنهایی آرمگاه جاوید من است
و درود و سکوت
همنشین تنهایی جاودانه من است !!!




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 1:48 قبل از ظهر توسط ..:: AHS ::..

من از اندوه نمی گویم ......نمی خواهم بگویم

 

من از ناباوریها...از چراها از نبودنها نمی گویم

 

من از این زندگی آموختم.....یک باور و یک حرف... آنهم......تو...

 

وتو گفتی صبورانه بسازم با تمام آنچه ویران می کند صبرم

 

وتو گفتی سحر پایان تاریکیست...نوری خواهد آمد... که روشن می کند این قلب تاریکم

 

و تو گفتی که برگردم اگر چه که خطا رفتم...که در بازست و چشمت باز بر راهست

 

وگفتی گر بمانم یک زمان در یاد تو ....هرگز فراموشم نخواهی کرد

 

وگفتی که کلامم باید از جنس لطافت باشد و این سر بدون هیچ سودایی....

 

نگاهم پاک و دستم مهربان و قلب من آرام

 

که لایق باشم آیم سوی تو در هر زمان.. ای مهربان من

 

وتو گفتی توانایی زمین و آسمانها را ...اگر خواهی فرو ریزی اگر خواهی بپا داری

 

وگفتی دشمنی دارم قسم خورده که بیرون کرد آدم را از آن دنیای پاکیها

 

و آن رهزن به هر روزی به نوعی جلوه ای دیگر کند در راه

 

باشد که چراغ یاد تو رسوا کند آن جلوه ننگین اورا

 

وگفتی مهربانی....با منی.. هر لحظه و هر دم

 

شنیدم این... و میگویم:

 

اگر لایق شوم روزی که گویم

 

اشک من داغ تو را دارد

 

تپشهای دلم یاد تو را دارد

 

دگر این سر فقط سودای تو دارد...

 

وتو خواهی به پاداشی دلم روشن کنی

 

گویم... بهشتت را نمی خواهم

 

نه حورت را نه جنت را نه آن باغ برین پر ز نعمت را

 

تورا خواهم.....

 

وجودم از تو هست و من تو را خواهم

 

تو روحت را به من بخشیدی ومن تو را خواهم

 

تمام عمر طی شد تا که فهمیدم تو را خواهم

 

تو را خواهم....

 

که چون قطره در آن دریای بی پایان فنا گردم.

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 1:45 قبل از ظهر توسط ..:: AHS ::..

پناهم ده در آغوشت دلم تنگ است
نوازش کن مرا با دستهای خیس از عشقت

سرم را سخت در بر گیر
که میخواهم ببارم من به دشت شانه هایت
مرا بنگر چنان کز عشق آتش گیرد این غمهای پنهانم
مرا بنشان چنان کز ماه رویت
چراغانی شود شبهای تاریک بیابانم
بیا
بیا بنگر بیا بنشان
بیا آتش بزن این دردهای بی پناهی را
بیا بر هم بزن رسم جدایی را
بیا
بیا کز دوریت جانم بیابان است
بیا بنگر که نام تو
در این شبهای تنهایی
مرا سوزاند
پناهم ده در آغوشت دلم تنگ است.




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 1:39 قبل از ظهر توسط ..:: AHS ::..

عجب بغض غریبی گرفته راه نفس را
                                گرفته مرغک تنها دوباره کنج قفس را

عبور شرجی پاییز از این همیشه پر غم

                                دوباره زمزمه کرده به سینه یاد چه کس را

کسی نمانده در اینجا که از غبار بیاید

                                وگر مانده غم را زسینه ام بزداید

نمانده بین دو عاشق دو غمگسار قدیمی

                              در این معامله حرفی به جز نبودونباید

چه آسمان غریبی چه انحنای سیاهی

                                نمانده فرصت بودن درانتهای نگاهی

نمانده هیچ مجالی برای با تو نشستن

                                وبسته راه گلویم صادقانه به آهی

حدیث صبح و ستاره چه آرزوی قشنگی

                                سپیده وآبی روشن چه شاعرانه چه رنگی

در انتظار صدای عموی خسته نوروز

                                سپرده پیرزن دل دوباره گوش به زنگی

هنوز منتظرم من برای با تو نشستن

                                تلنگر از تو و یک دم زمن دوباره شکستن

چه لحظه های محالی درانتظار تو بودن

                                وازدحام نگاهت وباز دل به تو بستن

به انتهای نگاهت رسیده این منه خسته

                                دوباره قصه یک در دری که دست تو بسته

حدیث یک راه نرفته ویک مسافر تنها

                                وباز بغض غریبی درون سینه نشسته




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت 1:38 قبل از ظهر توسط ..:: AHS ::..